دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

132

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

گزارش راجع‌به اينكه محمود بر سر راه خود دوبار پيكهاى شاهى را ملاقات و تطميع خواسته‌هاى آنها براى توقف عملياتش نشد ، صحيح باشد ، بايد منابع قدرت اصفهان دريافته باشند كه محمود از تصميم خود برنخواهدگشت . محمود هدايا و درخواستها را پس داد و كاملا مطمئن شد كه تداركات تدافعى سلطان حسين چندان قوى نيست . در سگزى ، بيست ميلى شرق اصفهان ، محمود خبر پيشروى قواى ايران را شنيد . محمود راه خود را به اطراف روستاى محمدآباد كج كرد و در آنجا قوايش را تقسيم كرد و آنها را در خطالرأس سه تپه مشرف به جلگه كه حدود 4000 يا رد يا بيشتر تا روستاى بعدى گلناباد كشيده شده بود ، مستقر ساخت . قواى غلزائى چندان قوتى نداشت : احتمالا ده هزار نفر بوده‌اند كه بايد قواى كمكى هزاره‌ها و بلوچها را هم بدانها افزود . با اينكه تعداد نفرات طرفين در منابع متفاوت است ، ولى احتمال نمىرود كه محمود بيش‌از 18000 جنگجو در اختيار داشته باشد و مىبايد تلفاتى را هم كه قبلا متحمل‌شده ، در نظر گرفت : يعنى حمله به ارگ كرمان فقط 1500 نفر تلفات روى دست او گذاشته بود . « 1 » قواى ايران در 7 مارس 1722 م . وارد ميدان جنگ شد . تعداد آنها 42000 نفر بود و از حيث نفرات و تداركات بر افغانها برترى داشتند . با اينكه قواى ايران تعداد زيادى از سربازان داوطلب داشت كه هيچ‌نوع مشق و سلاحى نديده بودند ، ولى قشون جنگجوى منضبط و مجربى نيز نظير قوللرها داشت كه شامل چهارصد واحد نظامى تحت فرماندهى رستم خان گرجى بود ؛ 12000 نفر سپاهى سواره عرب از والى عربستان ( خوزستان ) كه گويا سيد عبد اللّه نام داشته است ؛ در دو واحد سربازان جنگجوى ايلات لر ، يكى تحت فرماندهى عليمردانخان فيلى و ديگرى تحت قدرت عليرضا خان كهگيلويه‌اى ؛ و گروه توپچيان با بيست‌وچهار توپ تحت فرماندهى يك نفر ايرانى و هميارى يك نفر توپچى مجرب فرانسوى . هنگاميكه جنگ در بعد از ظهر همان روز درگرفت ، در آغاز پيروزى با ايرانيان بود كه محمود را در وضعيت سراسيمگى و وحشت قرار داد . امّا ديرى برنيامد كه معلوم شد در بين ايرانيان هماهنگى و انسجام وجود ندارد . در بين دو فرمانده عالى آنها كه مسئوليت افراد را بر عهده داشتند ، اتحادى موجود نبود و دشمنان قسم‌خورده همديگر بودند . اين دو نفر وزير اعظم جديد ( اعتمادالدوله ) محمد قليخان شاملو و والى عربستان ( خوزستان ) بودند . والى عربستان مقام و منزلت خود را مديون شاه بود و حال آنكه وزير اعظم كه قورچىباشى سابق بود ، اين مقام را بنا به

--> ( 1 ) - درخصوص تعداد متفاوت قواى طرفين و منقول در منابع نگاه كنيد به : لكهارت ، سقوط ، ص 136 .